.......

دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
و هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته می ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من

پیوندهای روزانه

 1،2،3 امتحان میشه:)) 

بعد از مدتها برگشتم تا غبار از روی وبلاگم بزدایم:)

 

بذارید به عنوان شروعی دوباره یه ماجرا تعریف کنم تا بعد :)


چند هفته پیش به اتفاق مامان و برادر کوچیکه رفته بودیم خرید ،  بعد از کلی گشت و گذار بالاخره یه جفت کتونی خریدم و خرسند رفتم که کفش رو حساب کنم که مادرجان با صدای بلند گفتند نه آقا حساب نکن ، دخترم یه کفش دیگه هم میخواد !!!!!

منم با چشمان گرد شده به مادر جان خیره شدم و گفتم من که کفش دیگه نمیخوام :/

مادرجان هم هعی چشمک حواله ما میکرد و میگفت چرا یه جفت دیگه لازمه برات !!!

انقدر مادر جان و فروشندگان اصرار ورزیدن که بنده هم رفتم کفش دوم انتخاب کنم :/ همین موقع مادر جان اومد و زیر گوشم گفت ببین از دختر صاحب مغازه خوشم اومده بنظرت برای داداشت خوبه؟؟؟

و من تازه فهمیدم که چرا من به یه جفت کفش دیگه نیاز داشتم:/

در همین راستا و جهت همکاری با مادر جان در پروژه جدید انتخاب کفش رو تا تونستم کشش دادم :/انقدی که خسته شدم دوبار نشستم استراحت کردم :/و مادر جان. به بهانه صحبت کردن زندگی نامه دخترک را از زیر زبانش کشید بیرون :/یه همچین مامانی دارم من :)))و در نهایت با یه چشمک که مجوز خروج از مغازه بود .. کفش دوم را هم انتخاب کردم و از مغازه اومدم بیرون :/

و اینگونه بود که جهت تحقیقات فوق میدانی مادر جان بنده صاحب دو جفت کفش شدم :/

باشد که رستگار شویم:)))

  • سکوتـــــــ

نظرات  (۶)

  • شاهزاده شب
  • تحقیقات به کجا رسید ؟ :)))))
    پاسخ:
    هنوز ادامه داره :)))))
    ازین طرف ها :) 

    حالا گرفتن اون دخترو ؟؟
    پاسخ:
    به به سلاااام 
    چطوری خوبی؟؟؟
    دیگه دیشب یهو دلم هوای وبلاگ کرد .. این مدت حرفهامو برای خودم تو تلگرام مینوشتم:)
    خوش میگذره؟


    +والا فعلا میخواد یه بار دیگه برن کفش بخرن.. تحقیقات دقیق تر بعمل بیارن:))))
  • بانوچـ ـه
  • میخواین منم بیام کفش بخرم؟ شاید به نتایج جدیدی رسیدیم از اون دخترخانم :دی
    پاسخ:
    بیا ثریا:))))))هزینه کفش با ما:))))
    من باید یه بخش باز کنم از این ماجراهای خواستگاری و کارآگاه بازیای مامانم:)))
  • آقای بنفش
  • مامانمو باید بیارم یه دوره پیش مامانت کلاس بگذرونه :)))
    پاسخ:
    هاع بیارش:))))))
    اسیرمون کرده این مدت همش پا به پاش دارم میرم جهت تحقیقات:)))))
    اخر شاکی شدم گفتم مگه من میخوام زن بگیرم هعی نطرمو میپرسی خووو:(((((
  • یاسمین پرنده ی سفید
  • مبارکت باشه عزیز دلم :*
    پاسخ:
    مرسی عزیزم:****
    این پستتون رو برای پیام دادن انتخاب کردم جچون ناجور موضوع مورد علاقه منه
    کلا از موضوعات عشقی و مشقی و دلتنگی و این حرفا میونه خوبی ندارم
    از تبریکتون ممنونم
    فقط یکم جا خوردم تبریک از کسی که تا حالا ندیده بودمش و نمیدونین چقدر لذت بخش بود!
    به هر حال ممنونم
    پاسخ:
    یه زمانی بود که ما بلاگرها روز تولد هم دیگه رو تو یه پست مفصل تبریک میگفتیم ،با اینکه هیچ شناختی از هم نداشتیم
    مهربانی باید بی بهانه باشد :)
     
    خوش حالم پیام تبریک ساده ام براتون لذت بخش بوده :) موفق باشید .

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">